دكتر محمد مهدي گرجيان

164

قضاء وقدر ، جبر واختيار ( فارسي )

مى فرمايد : ( يريد الله بكم اليسر ولا يريد بكم العسر ) ( 1 ) ، زيرا خداى تعالى افاضه كننده خيرات ونازل كننده بركات است . پس خير مقصود بالذات ومقصود اساسى است ولكن شر ، مقصود بالعرض وبه قصد دوم است ومنظور از قصد هم در اين مورد آن قصد واختياري كه از موجبات كمال ومخصصات زمان مى باشد ، نيست ، زيرا اين نحو از قصد واختيار در مورد خداى تعالى محال است به واسطه آنكه از پيش گفتيم كه فيضان خير از أو بر سبيل لزوم است ولازمه اين لزوم ، آن است كه براي أو مقابلي باشد كه آن اثر براي فيض حق است ، مثل آن از محسوسات مثل نور است براي آفتاب ويا سايه است براي انسان . ( آنكه از آفتاب افاضه مى شود نور است ولكن لازمه اين نور اثرى بنام سايه است ) . موجود مطلق اوست واز اوست آنچه بدون واسطه پديد آمده كه عبارت باشد از ( عقل أول ) كه وجودش ابداعى است . پس از آن ( عقول فعاله ونفوس فلكية ) است واين سلوك عقلي كه از مبدأ أول شروع شده وبه اين اثر يعنى معلول أول قصد أول اطلاق مى شود ووجه تسميه آن اين است كه ترتيب ضروري بدون واسطه بين مبدء أول ومعلول أول وجود دارد وكنم اين ترتيب عقلي در عبارت نمىگنجد . اين است آن خير محضى كه شائبه شر در آن متصور نيست ودر لسان شرع به ( قضاء الهى ) تعبير شده است به جهت اينكه اين حكمي ثابت ومستمر وبر سنن واحد است وبه همين ترتيب است آنچه از عقولى كه يكى پس از ديگرى بعد از عقل أول صادر مى گردد . ولكن آنچه كه از منبع فيض وقبول امر دور است ، گرچه خير در أو بواسطة دخولش در حيطه وجود غالب است ولكن آن خير غالب چون كه مبادى أو زياد واسبابش متباين گرديد از اين تباين وكثرت ، اندك شرى به صورت تصادف لازم

--> ( 1 ) - سوره بقره ، آية 185 .